X
تبلیغات
ادبیات فارسی سال دوم راهنمایی - اسرار درون زمین و غزل تا سراپرده ی گل

درس۵         

 

 

 

درس 5

متن ۱            متن ۲            متن ۳             متن ۴              متن ۵  

 

توضیحات درس

فلک : آسمان                                                           

سر به فلک کشیده : کنایه از خیلی بلند

اعماق : جمع مکسر عمق

استوار : محکم ٬ پابر جای

نیلگون : به رنگ آبی ) : نیل= نام رود خانه ای در مصر . گون= پسوند تشبیه و شباهت(

صورت های فلکی : شکل های آسمانی

تامل : اندیشه

بی کران : نامحدود

شگفت : عجیب

مواج : متلاطم ٬ پر موج ٬ خروشان

فرا می خواند : دعوت می کند

هر چند گاه یک بار : هر از گاهی

می غرد : فریاد می کشد ٬ نعره بر می دارد

پویایی : تحرک ٬ نشاط

پر غوغا : شورش ٬ آشوب ٬ نا آرامی

آرمیدن : استراحت کردن ٬ آرام گرفتن

وقوع : حادث شدن ٬ روی دادن

پیوسته : همیشه٬ مدام

اجتناب : دوری

مهیب : ترسناک

دم : نفس

آتشناک : شعله ور

مجهز : آماده

استقامت : پایداری ٬ مقاومت

نهفته : پنهان

وقوع : موقعیت ٬ واقعه ٬ مواقع

اجتناب : جنب ٬ جنوب

مجهز : تجهیزات ٬ تجهیز

 

تمرین

 

1. براي هر يك از كلمات زير دو هم خانواده بنويسيد.

مشغول : شغل "شاغل " مشغله

امن : ايمن "مامن" امنيت

گدازه : گداز " گدازان"جانگداز

2. در تركيبات زير به جاي هر يك از صفت ها يك صفت مناسب ديگر بنويسيد.

درياي مواج : درياي خروشان

قله هاي پر برف : قله هاي سر به فلك كشيده

كشتزار هاي خرم : كشتزار هاي سرسبز

غار هاي تاريك : غار هاي تو در تو

3. قسمت هايي از درس را كه  در آن عناصر طبيعت شخصيت انساني يافته اند مشخص كنيد و عبارات مربوط به آن را بنويسيد.

در دل زمين كه پیوسته ما را به ديدار گوشه هاي تماشايي خود فرا مي خواند

و ...

در گوشه اي از جهان زمين فرياد مي زند.

 

1. براي هر يك از كلمات زير دو هم خانواده بنويسيد .

هجران: هجرت" مهاجرت" هجرت

غنيمت : غنايم "مغتنم" اغتنام

روان : روش"روانه"تند رو"

2. مشك فشان و نعره زنان كه به ترتيب در بيت اول و سوم درس 6 به كار رفته اند از نظر ساختمان چه تفاوتي با هم دارند؟

هر چند هر دو از نظر صفت فاعلي به معناي انجام دهنده كار هستند اما ساختمان مشك فشان شامل مشك + فشان است اما ساختمان نعره زنان شامل نعره + زن + ان تشكيل شده است.

3.موصوف ها و صفت ها را از ميان تركيب هاي زير مشخص كنيد.

نفس باد = مضاف و مضاف اليه

جام عقيقي = صفت و موصوف(البته جام عقیق مضاف و مضاف الیه خواهد بود و صفت بودن «عقیقی»به جهت »ی«نسبت است.

غم هجران = مضاف و مضاف اليه

عالم پير = موصوف و صفت 

چشم نرگس = مضاف و مضاف اليه

4. در بيت زير نهاد كدام است؟

اين تطاول كه كشيد از غم هجران بلبل

                                       تاسرا پرده گل نعره زنان خواهد شد

 گل نهاد هر دو مصراع است.

5. چرا بايد هم صحبتي با گل را غنيمت شمرد؟

چون گل زیبا" ارجمند است چراکه عمر آن كوتاه است و به قول سعدي "گل همين پنج روز و شش باشد".

6. يكي از جمله هاي نا تمام زير را كامل كنيد سپس آن را تا دو بند ادامه دهيد.

گلي كه بيشتر از همه دوستش دارم گل محمدي است . اين گل سنبلي ار زيبايي ظرافت و برازندگي و شخصيت و فداكاري است. هديه دادن اين گل زيبا در مناسبت هاي مختلف و به اشكال متفاوت مرسوم است چرا كه اين گل بيان كننده عميق ترين احساسات دروني هديه دهنه است.

 

تاریخ ادبیات

 

 

ژول ورن نویسنده ی فرانسوی (1908-1828) معروف ترین چهره در خلق داستان های علمی – تخیلی است.رمان های معروف او عبارت اند از: پنج هفته در یک بالون-بیست هزار فرسنگ زیر دریا-درو دنیا در هشتاد روز و سفر به مرکز زمین .

 

*** 

 

قالبِ شعرِ« تا سراپرده ی گُل»، غزل است.

فضایِ شعر، عاشقانه ی سیاسی است. زمستان و عالمِ پیر، کنایه از دوران حکومت شاهِ ظالم، که احتمالاً « امیر مبارز الدین» یا ... باشد.

سراپرده: خیمه و چادر بزرگ فرماندهی. سراپرده ی گل: کنایه از فصلِ بهار است.

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد

عالمِ پیر دگر باره جوان خواهد شد

باد صبا: باد صبحگاهی که از جانبِ شمال می وزد و موجب شکوفاییِ گل ها می شود؛ از این رو بسیار خوش بوست.

مشک: مادّه ای سیاهرنگ و بسیار خوش بوست که از ناف آهویِ خُتن به دست می آید.

مشک فشان: پراکننده ی بویِ خوش(مشک فشان از نظر ساختمان، صفت مرکبِ غیرِ ساده و مرکب است و فشان بُن مضارع است).

خواهد شد: فعل اسنادی مستقبل؛ و مشک فشان از نظرِ دستوری« مسند» است.

عالمِ پیر: (منظور فصلِ زمستان است)ترکیب وصفی یا موصوف و صفت است.

« پیر و جوان» آرایه ی«تضاد» می سازند.

$ بادِ صبحگاهی بوی خوش گل ها را در فضا پراکنده خواهد کرد و  فصلِ زمستان، جای خود را به طبیعت باطراوت بهاری خواهد سپرد.

ارغوان جامِ عقیقی به سَمَن خواهد داد

چَشمِ نرگس به شقایق نگران خواهد کرد

ارغوان: درختی است با گل هایِ بسیار سَرخ و رنگین که اگر از بهارِ آن شربتی سازند، رفعِ خمار کند. زغال آن را برای رویاندن مو بر ابرو می مالند.

جام: پیاله ی شراب.

عقیق: سنگی است قیمتی که بهترین نوعِ آن مال کشور یمن و به رنگ های سرخ و زرد و سفید است.

سمن: گلی است سه برگ و سفید و خوشبوی.

نرگس: گلی است از تیره ی نرگسی ها،که پیاز و گلی معطّر دارد و وسط آن حلقه ای زرد رنگ دیده می شود و آن را نرگس شهلا می گویند.

شقایق: لاله ی داغدار یا لاله ی سوخته که شبیه گلِ خشخاش است.

جام کبود و باده ی سَرخُ و شعاعِ زرد

گویی شقایق است و بنفشه است و شنبلید                   «کسایی»

حضورِ 4گانه ی گل ها باعث آرایه ای است به نامِ«مراعاتِ نظیر» و نیز با توصیف عناصِرِ بی جان با ویژگی های رفتاری انسان،آرایه ی« جاندار پنداری یا انسان نمایی پدیده ها»به کار رفته است.

نگران:«اسمِ عیر ساده و مشتق(بَنِ مصارع+وند)» در معنی صفت فاعلی، و به معنیِ نگاه کننده،بیننده، آنکه می بیند و نگاه می کند. با نقش دستوری«مسند» حالتی است که به نهاد نسبت داده شده است.

$ گلِ ارغوان، برای رفعِ خمار و سردردِ«سمن» به او شربتی تعارف می کند و  چشمِ نرگس، نگران لاله ی داغدار است(همه ی عناصِرِ طبیعت در فصلِ بهار در تعامَلی نیکو با هم به سر می برند).

این تطاول که کشید از غمِ هجران بلبل

تا سراپرده ی گَل، نعره زنان خواهد شد

تطاول: ستم، تعدّی، دراز دستی، تصرف ناحق.

هجران: ذوری، فراق.

«بلبل»: نهاد برای هر دو مصراع است(صاحب خبر).

نعره زنان: فریاد کشان، فریاد کَنان، غریوان.(از نظر ساخت صفتِ غیرِ ساده ی، مشتق مرکب«نعره:اسم+زن:بن مضارع+ان:پسوند حالت» است.

خواهد شد: خواهد رفت. کاربرد ردیف در سه بیت آخرِ درس، به صورت فعلِ غیرِ اسنادی است و با موارد قبلی- که اسنادی بودند - متفاوت است.

آرایه ی جان بخشی همچنان موجبِ زیبایی بیشتر بیت و خیال انگیزی آن شده است.

$ با ستمی که بلبل، از غمِ دوری گل متحمّل شده است، تا فصلِ بهار که موسمِ دوباره ی گل است، ناله و زاری سر خواهد داد.

گَل عزیز است، غنیمت شمریدش صحبت

که به باغ آمد از این راه و از آن خواهد شد

عزیز: ارزشمند، گران مایه، گران قدر.(از نظر دستوری، نقشِ «مسند»ی دارد.)

صفت عزیز معمولاً به چیز یا کسی اطلاق می شود که زمان برای داشتن آن ها کافی نباشد. در ادبیات فارسی به موضوعات معدود و نادری اطلاق شده است: مانند عَمر، میهمان، گَل، مادر و ...

میهمان گرچه عزیز است، ولی همچو نفس،

خفه می سازد اگر آید و بیرون نرود

**

آنچه ندارد عوض ای هوشیار

عَمرِ عزیز است، غنیمت شمار

 

صحبت: هم نشینی، مصاحبت، همدمی، دوستی، مجالست.

گل و جودی گران قدر و نازنین و کمیاب دارد، پس همنشینی با آن را فرصت بشمارید، چرا که فصلِ آن بسیار گذران و کوتاه است.

حافظ از بهرِ تو آمد سویِ اقلیمِ وجود

قدمی نِه به وداعش که روان خواهد شد

تخلص شاعر،«حافظ»در پایان غزل مانند امضایی پایِ نوشته فرض می شد که در شعرِ کلاسیک و سنتی رعایت آن معمول بود.

از بهرِ: به خاطرِ.

اقلیم: سرزمین، کشور، مملکی و ولایت. به اعتقاد قدما، زمین هفت سرزمینِ مسکونی شناخته داشت: هند، مصر و شام، عرب و حبشستان، ایران یا ایران شهر، روم، ترک و یأجوج، چین و ماچین.

اقلیم وجود: عالمِ هستی.

قدمی نه: قدمی بردار.

وداع: خداحافظی، بدرود کردن.

روان: صفت فاعلی از رفتن.

روان خواهد شد: خواهد رفت«کنایه از مردن».

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 2:57  توسط روح الله کاظمی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
درس 18
درس 17
درس 16
درس 15
درس 14
درس 12
درس 11
درس 10
درس 9
درس 8
درس 7
درس 6
درس 5
درس 4
درس3
درس 2
درس 1
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1389
مهر 1389
اسفند 1388
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
پیوندها
فرصت اعجاز (زنگ انشا)
ادبیات فارسی سال دوم راهنمایی
ازمان آموزش و پرورش شهر تهران
متن کتاب های درسی راهنمایی
سایت ادبیات ایران و جهان
پایگاه اینترنتی مدرسه ی جابر بن حیان
عاشقانه
وبلاگ سهیل محمودی شاعر
کتاب خانه ها و کتاب های الکترونیکی
جست و جوی منابع در سازمان اسناد و کتاب خانه ی ملی
پاسخ به مسائل دینی
شاهکارهای ادبیات نوجوان
پژوهش نامه ی ادبیات کودک و نوجوان
کتاب های الکترونیکی فارسی (رایگان)
ادبستان(سایت شعر)
مدیریت آموزش و پرورش منطقه ی 5
قرآن و جستجو در آیات کریمه
کانون ادبیات ایران
انجمن شاعران ایران
انتخاب موسیقی متن برای وبلاگ
شعر کودک و نوجوان
شعر نوجوان
رمز بازی ها
دانلود روزنامه ها
اشتراک مجلات و نشریه ها
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM